با درود به شما دوستان عزیز مخصوصا هم میهنان آذری که این نوشتار رو می خونند!خیلی از شما افتخار می کنید که ترک هستید و می خواهید از ایران جدا شوید ویا خود را جدا می بینید ولی شما
آذری ها گرامی از نوادگان ماد ها هستید که خود آریایی بوده و همین طور پارس ها (فارس ها)همه از یک نژاد هستیم زیر سایبان ایران بزرگ!!! خود را ترک ننامید ،ایرانیان آذری ها را ترک ننامید!!!
ترک دشمنان سوگند خورده ایران بوده اند! فرهنگی نداشتند و از نژاد مغولان بوده اند چرا باید ارزش هم میهنان آذری خود را پایین بیاوریم؟! برای همین من دو جستار از دو تارنما برای شما گرد آورده ام تا باور کنید میان ترک و آذری فاصله بسیار است!!!
*******************************************************************
بر همگان روشن است که میان واژه و تیره ی آذری و ترک تفاوت فراوان است.
نخست
امروزه ترکها را از دودمانِ تیره ی مغولان میدانند. در صورتی که آذریها را
هم تاریخ نگاران پیشین(بویژه هردوت) و هم تاریخ دانان کنونی از تیره ماد
کوچک میدانند.
دو اینکه به گونه 100% تابت شده که مادها یکی از تیره
های آریایی هستند. هر چند که چند بی خرد پان ترک با ادعای اینکه مادها
آریایی نیستند لبخند را به روی لب های همگان آورده اند.
سه اینکه هر
کس به آسانی میتواند دریابد که هم میهنان آذری ما از دیدگاه ریخت و چهره
بیشتر همسانی با ایرانیان دارند و یا با تنگ چشمان آسیای میانه و مغولان.
چهارمین مورد آشکارترین مورد میباشد. همین نام آذربایجان هست. آیا این نام هم یک نام ترکی هست؟؟؟
پنج
اینکه در شاهنامه چندین بار نام آذرآبادگان آمده. پرسش اینجاست اگر
آذرآبادگانی وجود نداشته پس دیدگاه فردوسی کجای ایران بوده؟ من تنها یکی از
نمونه ها را می آورم:
همی تاز تا آذرآبادگان دیار دلیران و آزادگان
این
بیت در بخش پادشاهی یزدگرد هست. جایی که یزدگرد از همه بخشهای ایران زمین
آغاز به گرآوری سپاه میکند. که یکی از آن بخشها آذرآبادگان است. نغز است
اینکه در همین بخش و چند بیت پس از آن فردوسی سرراست ترکها را دشمن ایران
میداند.
انگار این بزرگ مرد چنین روزهایی را پیش بینی میکرده و این
ابیات را برای پند گیری ما آورده. جایی که آذریها را همراه و بخشی از ایران
و ترکها را دشمن سوگند خورده ایران و ایرانی میداند.
آیا زوزه
کشیدن و نمایش پرچم و نشان فاشیستی گرگ خاکستری در خور آذریها هست. آیا
کسانی که برای زلزله بم جشن و پایکوبی راه انداختند آذری بودند و یا کسانی
که فریب چنین محافلی را خورده اند و دیگر خودشون رو آذری نمیدانند و ترک
میدانند؟
دوستان گرامی این موارد همچنان دنباله دارد و پیش از این
نیز بارها در تارنماها و تارنگارهای گوناگون گوشزد شده. و این نوشتار کوتاه
تنها برای هم میهنانی هست که هم اکنون بر سر دوراهی قرار گرفته اند و هر
دم ممکن است که به دام گرگ صفتان و دد منشان پان ترک بیفتند.
خواهش من
از هم میهنان آذری اینه که در این باره ژرفتر بیاندیشند. هم اکنون زمان آن
رسیده که همین آذریهای میهن پرست جنبشهایی را تشکیل دهند برای مبارزه با
این محافل **** پان ترک. اکنون همان زمانی است که باید یک بابک دیگر از جا
برخیزد و مبارزه را آغاز کند با کسانی که آذری و ترک را در یک تراز قرار
میدهند.
و در پایان بخشی از چامه ی نظامی گنجوی که پان ترکها او را ترک میدانند:
تُرکی صِفَت وَفای ما نیست // تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
آن کز نَسَبِ بُلَند زاید// او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد // که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه //ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان // که عَهد و وَفا نیست در چینیان
همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند// فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد// دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی // جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل // نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد//دل ز تَن به بود یقین باشد .....
با درود به شما دوستان عزیز مخصوصا هم میهنان آذری که این نوشتار رو می خونند!خیلی از شما افتخار می کنید که ترک هستید و می خواهید از ایران جدا شوید ویا خود را جدا می بینید ولی شما
آذری ها گرامی از نوادگان ماد ها هستید که خود آریایی بوده و همین طور پارس ها (فارس ها)همه از یک نژاد هستیم زیر سایبان ایران بزرگ!!! خود را ترک ننامید ،ایرانیان آذری ها را ترک ننامید!!!
ترک دشمنان سوگند خورده ایران بوده اند! فرهنگی نداشتند و از نژاد مغولان بوده اند چرا باید ارزش هم میهنان آذری خود را پایین بیاوریم؟! برای همین من دو جستار از دو تارنما برای شما گرد آورده ام تا باور کنید میان ترک و آذری فاصله بسیار است!!!
*******************************************************************
بر همگان روشن است که میان واژه و تیره ی آذری و ترک تفاوت فراوان است.
نخست
امروزه ترکها را از دودمانِ تیره ی مغولان میدانند. در صورتی که آذریها را
هم تاریخ نگاران پیشین(بویژه هردوت) و هم تاریخ دانان کنونی از تیره ماد
کوچک میدانند.
دو اینکه به گونه 100% تابت شده که مادها یکی از تیره
های آریایی هستند. هر چند که چند بی خرد پان ترک با ادعای اینکه مادها
آریایی نیستند لبخند را به روی لب های همگان آورده اند.
سه اینکه هر
کس به آسانی میتواند دریابد که هم میهنان آذری ما از دیدگاه ریخت و چهره
بیشتر همسانی با ایرانیان دارند و یا با تنگ چشمان آسیای میانه و مغولان.
چهارمین مورد آشکارترین مورد میباشد. همین نام آذربایجان هست. آیا این نام هم یک نام ترکی هست؟؟؟
پنج
اینکه در شاهنامه چندین بار نام آذرآبادگان آمده. پرسش اینجاست اگر
آذرآبادگانی وجود نداشته پس دیدگاه فردوسی کجای ایران بوده؟ من تنها یکی از
نمونه ها را می آورم:
همی تاز تا آذرآبادگان دیار دلیران و آزادگان
این
بیت در بخش پادشاهی یزدگرد هست. جایی که یزدگرد از همه بخشهای ایران زمین
آغاز به گرآوری سپاه میکند. که یکی از آن بخشها آذرآبادگان است. نغز است
اینکه در همین بخش و چند بیت پس از آن فردوسی سرراست ترکها را دشمن ایران
میداند.
انگار این بزرگ مرد چنین روزهایی را پیش بینی میکرده و این
ابیات را برای پند گیری ما آورده. جایی که آذریها را همراه و بخشی از ایران
و ترکها را دشمن سوگند خورده ایران و ایرانی میداند.
آیا زوزه
کشیدن و نمایش پرچم و نشان فاشیستی گرگ خاکستری در خور آذریها هست. آیا
کسانی که برای زلزله بم جشن و پایکوبی راه انداختند آذری بودند و یا کسانی
که فریب چنین محافلی را خورده اند و دیگر خودشون رو آذری نمیدانند و ترک
میدانند؟
دوستان گرامی این موارد همچنان دنباله دارد و پیش از این
نیز بارها در تارنماها و تارنگارهای گوناگون گوشزد شده. و این نوشتار کوتاه
تنها برای هم میهنانی هست که هم اکنون بر سر دوراهی قرار گرفته اند و هر
دم ممکن است که به دام گرگ صفتان و دد منشان پان ترک بیفتند.
خواهش من
از هم میهنان آذری اینه که در این باره ژرفتر بیاندیشند. هم اکنون زمان آن
رسیده که همین آذریهای میهن پرست جنبشهایی را تشکیل دهند برای مبارزه با
این محافل **** پان ترک. اکنون همان زمانی است که باید یک بابک دیگر از جا
برخیزد و مبارزه را آغاز کند با کسانی که آذری و ترک را در یک تراز قرار
میدهند.
و در پایان بخشی از چامه ی نظامی گنجوی که پان ترکها او را ترک میدانند:
تُرکی صِفَت وَفای ما نیست // تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
آن کز نَسَبِ بُلَند زاید// او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد // که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه //ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان // که عَهد و وَفا نیست در چینیان
همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند// فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد// دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی // جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل // نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد//دل ز تَن به بود یقین باشد
*************************************
.
ترک آغور و آذری آریایی یکسان نیسیتند
در
این میان پس از حدود ۸۰۰ سال پس از شکست ایرانیان از اعراب، برای نخستین
بار اقوام و قبیله های نیمه وحشی ترک مجال رخنه به درون ایران را پیدا
کردند. گزارش های تاریخی نشان دهنده ی آن است که برخی زمانها ایرانیان
خودخواسته و در بشینه ی زمانهای دیگر ترکها به شیوه ی خود، کشت و کشتار به
درون ایران راه یافتند و بیشتر در آذرآبادگان ساکن شدند. اما با وجود
فرمانروایی ترکها در چند صد سال و پشتیبانی های آنها از قبائل رخنه گر در
آذرآبادگان، دیده میشود که شمار اینها از باشندگان اصلی و آذربایجانی ها
کمتر بوده و در درازای زمان از دید نژادی حل شده و از بین رفته اند. اینها
نتوانستند فرهنگ ایرانی و چند هزارساله ی آذری ها را از بین ببرند و تنها
با یاری فرمانروایان ترک به دگرگونی ۶۰٪ ی زبان مردم آذرآبادگان بسنده
کردند. در اسناد و مدارک تاریخی و بازگویی ها بارها ثابت شده که مردم
آذرآبادگان پیش از یورش قبائل ترک به زبانی ایرانی و هم ریشه با فارسی به
نام پهلوی آذری که شاخه ای از زبانهای شمالی پهلویست سخن میگفته اند. به
سادگی میتوان دریافت که این زبان پیشینه ای تنها ۳۰۰ ساله دارد در
آذرآبادگان و ایران اصالتی ندارد. مردم آذرآبادگان باید در پی اصالت راستین
خود باشند. هم میهنان اذری و ارجمند، زبان کنونی مردم آذرآبادگان همچون
زبان پارسی که آلوده به ویروس تازیست، آلوده به ویروس ترکی شده و زمان
پالایش آن رسیده. بدبختانه پان ترکهای بی هویت با بهره بردن از همین
میخواهند هویت اصیل آذری را از مردم این دیار گرفته و به گونه ای سستی
فرهنگی که ترکها داردند را همچون زالو از آذری های آریایی، جبران کنند. زهی
پندار باطل که اسطور های و جشن ها و ریشه ی نژادی بسیار توانمندتر است از
زبان! آن هم زبانی بیگانه با پیشینه ای حدود ۳۰۰ سال!
در بالا به ریختی
چکیده از دید زبانشناختی به این پرسمان پرداختیم. در اینجا از دید ژنتیک به
این پرسمان مینگریم. با توجه به بیگانه بودن ترکان در ایران و مهاجر
بودنشان چامه سرایان ما بارها به ریختی ویژه به آنها پرداخته اند و ویژگی
های آنها را گوشزد کرده اند. یک جمع بندی از این سروده ها چهره ی ترکان را
اینگونه نمایان میکند:
۱.خوی وحشی گری ۲. چشمان تنگ ۳. گونه های برجسته
۵. قد کوتاه(از این دست به مغولها و تنگ چشمان آسیای میانه میتوان اشاره
کرد. ترک راستین اینها هستند)
به سادگی میتوان گفت که آذری های
گرامی هیچ کدام از این ویژگی ها را ندارد، و از آنجایی که ریشه ای یکسان و
آریایی دارند، همسان دیگر ایرانیان کرد و فارس و لر و ... چهره ای همگون با
همه ی تیره های ایرانی آریایی دارند.
در پایان بخشی از چامه ی شهریار:
درد دل را با زبان دل بیان کردی ولی
کیست اهل دل که باشد آشنا با آن زبان
لیکن اینها دشمنان کردند، از ایران مرنج
دوست را قربانی دشمن نشاید کرد، هان
تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیٌت نزاید بهر کس
ملٌتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
برگرفته شده از تارنگار: تاریخ, جشنها و زبان پارسی
http://ariapars.persianblog.ir/
ترک و آذری را با هم برابر نکنیم
کورش محسنی
***************************************************************
آذری ها ترک نیستند!
سالهاست
که آذربایجانی ها را ترک و زبان آنان را ترکی خوانده ایم و این ترک گفتن
ها تا بدان جا پیشرفته که امروز عده ای از آذربایجانی ها خود را ترک می
پندارند.
به نظر گزارشگر فقط عده ای از آذربایجانی ها خود را ترک می
پندارند آنهم به علت اینکه مردم ایران سالها آنها را ترک و زبانشان را
ترکی خوانده اند و اگر مثلا آنها را هندو می خواندند آنها خود را هندو می
پنداشتند.
نویسنده جاهل و لاف زن مقاله فوق الذکر همانطور که آخرین
جمله سطور بالا نشان میدهند بدون هیچ گونه پروایی این اجازه را به خود
میدهد که آسوده خیال به هموطنان تورک خود اهانت نماید و بگوید که آنها اگر
هندو نامیده می شدند از سر نفهمی بر هندو بودن خود باور داشتند. این
نویسنده با این جملات نابخردانه خویش که پرده از نهان وی برمی دارد فقط خود
را مضحکه عام و خاص می نماید.
ترک خطاب کردن نا آگاهانه مردم به
ایرانیان ساکن در آذربایجان به این پندار دامن زده که مردم این استان ترک
اند و در سال های اخیر موجی از پان ترکیست ها در این خطه از سرزمین ما
بوجود آمده اند.
نخستین کسی که پی برد زبان آذربایجان ترکی نیست احمد کسروی بود.
خیلی
جالب است که امروز این شونیستها برای اثبات یاوه گویی های خویش دست به
دامن کسانی به مانند کسروی می شوند شخصی که ضدیت و دشمنی وی با دین مبین
اسلام زبانزد خاص و عام است. جرثومه ای که به خاطر نوشته های ضد دینی خویش
به دست فداییان اسلام اعدام انقلابی گردید. بنده در عجبم که چگونه تا به
امروز روزی را برای بزرگداشت مقام و منزلت!! کسروی در تقویم کشور نگنجانیده
اند؟
دکتر یدالله منصوری عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب
فارسی : در دوره صفویه و به دستور شاه اسماعیل صفوی و شیخ صفی الدین
اردبیلی زبان ترکی زبان رسمی و دیوانی آذربایجان شد و از آن زمان این زبان
رفته رفته جایگزین زبان بومی شد.
این به اصطلاح استاد دانشگاه چنین
می پندارد که زبان مردم آذربایجان قبل از صفویه ترکی نبوده و معتقد به یک
زبان بومی!! است. جا دارد که وی به این سوال هم جواب بدهد که :
غزنویان،
خوارزمیان، سلجوقیان، اتابکان، ایلخانان، قره قویونلوها و آق قویونلوها و
صفوییان که اتفاقا بر دیگر نقاط ایران و خاورمیانه بیشترازآذربایجان حکومت
کرده و پایتخت اکثرآنها خارج از آذربایجان امروزی بوده است به چه علتی زبان
آن مناطق و کشورها را به زبان ترکی تبدیل نکرده اند؟!
آیا صفویان
فقط زورشان به مردم آذربایجان می رسیده که توانسته اند زبان آنها را تغییر
دهند؟ آیا این امپراطوریهای قدر قدرت توانایی این را نداشتند که زبان سایر
مناطق زیر سلطه خود را نیز تغییر دهند؟
مسلماً این حکومتها هیچ موقع به فکر عوض کردن زبان مردمان سرزمینهای تحت سلطه خویش نبوده اند.
ضمناً
این به اصطلاح استاد دانشگاه چگونه و بدون مدرک و دلیل می گوید که زبان
مردم آذربایجان قبل از صفویه ترکی نبوده است؟ آیا وی تا کنون کتاب «دده
قورقود» را مشاهده کرده است؟
آیا وی خبر دارد که سال 1999 میلادی با تصویب سازمان یونسکو سال دده قورقود نام گرفته بود؟
آیا
این کتاب به زبان ترکی آذربایجانی کنونی (با کمی تفاوت قابل قبول به
اقتضای فاصله زمانی هزار ساله) نیست؟ آیا این استاد دانشگاه!! خبر دارد که
تاریخ نگارش کتاب مذکور دوران سلطنت سلجوقیان بوده است؟
آیا وی
میداند که نظامی گنجوی که شعرهای فارسی زیادی دارد دیوان شعری هم به زبان
ترکی آذربایجانی نیز دارد؟ ضمناً وی باید بداند که نظامی سه سده قبل از
صفویان میزیسته است.
دکتر محسن ابوالقاسمی استاد دانشگاه تهران :
در اثر تسلط اتابکان و ایلخانان و قره قویونلو و آغ قویونلو در آذربایجان،
از زبان ترکی و فارسی و آذری زبانی به وجود آمده که ترکی آذری نامیده شد.
این زبان به تدریج تا زمان صفویه جای زبان آذری را که زبان ایرانی بود
گرفت.
این استاد دانشگاه لطف کند و بگوید این سلسله شاهانی که نام
برده است اگر از ایران زمین نبوده اند پس از کجا آمده اند و بر ایرانیان
خطه آذربایجان حکم رانده اند و زبان ترکی را بر آنجا حاکم نموده اند؟
بهتر
است این به اصطلاح استاد دانشگاه بداند که به شهادت تاریخ سرسلسله آل زیار
که اتفاقاً تورک نژاد هم نبوده است در برابر سلطه زبان و ادبیات عربی که
بر کشورمان حاکم شده بود قیام نمود و زبان فارسی را زبان رسمی کشور اعلام
نمود. و به کار بردن زبانهای غیر ایرانی را (عربی را) ممنوع اعلام نمود.
مردم ایران زمین نیز به این اقدام آل زیار هیچ گونه اعتراضی ننمودند زیرا
این اقدام را در راستای میهن دوستی دانستند در طول تاریخ همیشه چنین بوده
است و ملت سرافراز ایران همیشه با اقدامات خویش میهن دوستی خویش را ثابت
نموده اند. حال چگونه باید بپذیریم که ملت سرافراز و رشید آذربایجان در
برابر سلطه زبان بیگانه (تورکی) سکوت اختیار کرده و در برابر آن سر تعظیم
فرود آوردند؟
اینجاست که حتی یک کودک دبستانی نیز درک می کند که
زبان تورکی برای ساکنان آذربایجان زبان بیگانه و جدیدی نبوده است و با آن
از سر ناسازگاری وارد نشده اند. مانده ام ، این مساله را چگونه این استادان
دانشگاه درک نمی کنند؟
ترکی پنداشتن زبان مردم آذربایجان خطاست.
زبان آذری یک زبان ایرانی است که در حال احتضار است و شاید بتوان با اجرای
شیوه های پژوهشی و زبانشناختی از زوال آثار و بقایای آن جلوگیری کرد و این
زبان را از مرگ حتمی نجات داد.
نگارنده خود نیز به خوبی میداند که
این حرفش بلوفی بیش نیست. آنها تا به امروز به کدام یک از زبانهای زنده ،
در حال احتضار و یا مرده ایرانی به غیر از فارسی وقعی نهاده اند که این
دومی باشد؟
گذشته از زبان، از نظر نژادی و قومی نیز مردم این منطقه
و مردم جمهوری آذربایجان ایرانی اند. حتی مردم ترکیه اصالتا نژاد ترک
نداشته اند و مغلوب فرهنگ چیره شدند تا جایی که امروزه خود را ترک نژاد می
پندارند.
این قسمت از نوشته نگارنده بوی متعفن سیاست را با خود یدک
می کشد و وی می خواهد تا مردم این خطه از میان تورک بودن و ایرانی بودن یکی
را برگزینند در حالی که میان این دو مقوله هیچ گونه سنخیتی وجود ندارد. و
یک ایرانی می تواند فارس نژاد ، تورک نژاد ، عرب نژاد ، کرد نژاد و ...
باشد در عین حالی که دارای تابعیت ایرانی است.
این نویسندگان و
استادان دانشگاه که ساده ترین مفاهیم و تعاریف ملیت ، قومیت ، تابعیت و ...
را نمی دانند چگونه به سخن پراکنی می پردازند خدا می داند. اینها هنوز
تفاوت ایرانی بودن و فارس بودن را نمی دانند ولی اقدام به نظریه پردازی یا
بهتر بگوییم یاوه گویی علیه دیگر ملیتها می پردازند. اقدامات این نابخردان
تا به امروز فقط به هموطنان داخل کشور محدود می شد ولی امروز با گسترش
سخنان خنده دار خویش از ترک نژاد نبودن مردم ترکیه سخن می گویند. اگر اینها
گاه گاهی چند کتاب تاریخی را بخوانند خواهند فهمید که مردمان امروز ترکیه
بازماندگان سومریان هستند. سومریانی که به واسطه زبانشان که جزو زبانهای
التصاقی بوده است از نخستین اقوام تورک نژاد بودند.
امیدوارم این
گفته به اصطلاح استاد دانشگاه به گوش ترکیه ای ها نرسد که در آن صورت به بی
سوادی استادان دانشگاه های کشورمان قهقهه زده و اعتبار استادان کشورمان
زیر سوال خواهد رفت. ضمناً به این گونه استادان نیز توصیه می کنم در مورد
چیزهایی که از آن خبر ندارند اظهار نظر نکنند و خود را خوراک خنده این و آن
نکنند.
***
راستی چرا عده ای این گونه بی محابا به دیگر
هموطنان خود می تازند و احساسات آنها را جریحه دار می کنند؟ آیا تحریک هم
وطنانمان آن هم در این برهه حساس زمانی به مصلحت کشور است؟ آیا به جای این
گونه یاوه گویی ها بهتر نیست سعی نماییم میان قومیتهای مختلف ایران زمین
اشتراکاتی را بیابیم و سعی در تبلیغ اشتراکات نماییم تا موجب اتحاد و یکدلی
بیشتر در میان ایرانیان گردد؟
آیا اینها نمی خواهند قبول کنند که
با زور سرنیزه و توهین و افترا نمی توان بر قلوب یک ملت حکومت نمود و بر
آنها تسلط یافت؟ آیا تجربه شکست سیاستهای هشتاد ساله شان برایشان کافی
نیست؟ آیا این افکار و اعمال این قدر ارزش دارند که به خاطرشان ، باورهای
اسلامی خود را نیز زیر پا نهاده و برخلاف توصیه های اکید بزرگان دین مبین
اسلام ، به ایجاد اختلاف میان مومنان همت می ورزند؟
بارها تاکید
نموده ام که همه ما باید اعمال و رفتار خود را طوری کنترل و هدایت نماییم
که موجب سلب اعتماد دیگر هموطنان نگردد. طوری نگردد که ملت غیور آذربایجان
در راه رسیدن به حق و حقوق خویش ، برخی ها را مانع خویش بیابند و سعی در
برطرف کردن آن مانع نمایند.
برگفته از تارنگار:http://qizilyurt.blogfa.com
******************************
پس ما همه آریایی هستیم و هم نژاد ،ما همه ایرانی هستیم که فقط گفتارمان متفاوت است!
برگفته از: http://2500sal.blogsky.com
نظر یادتون نره

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم
ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی آه ای شهزاده ی محبوب رویایی نیمه شب ها خواب می دیدم که می آیی
من به پایان دگر نیندیشم كه همین دوست داشتن زیباست
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را














با کلیک بر روی ساعت مدت زمانی که در وبلاگ هستید نمایش داده میشود
>